beautiful love
Part ۵
بعد از یه دوش و خشک کردن موهام خوابیدم چون باید فردا زود بیدار بشم برم مدرسه و سر کار
۶:۲۳
بعد از این که آماده شدم راه افتادم سمت مدرسه
۶:۵۷
چونگ آه : سلام پرنسس
ا/ت : سلام ملکه
می جی : چه عجب ما بلاخره تونستیم خانم پارک ا/ت رو ببینیم مار تو کافه خوب هست میز برای مشتری رزرو میکنی الان ؟(با حالت تمسخر و خنده )
ا/ت : رزرو داریم ولی برای آدما نه حیوانا
می جی : یعنی چ....
(زنگ کلاس به صدا درامد)
۱۵: ۳۰
رسیدم کافه و بعد از من دوباره همون دو تا مرد وارد کافه شدن و دوباره با دیدن اون ساعت تو فکر فرو رفتم
لباسام رو عوض کردم و سعی کردم با کار خودمو درگیر کنم که به اون ساعت فکر نکنم
تا حدودی موفق بودم تا یه یک یا دو ساعت تونستم خودمو سرگرم کنم و خودمو از فکر اون ساعت و دوتا مرد دور کنم
چونگ آه : ا/ت
ا/ت : بله ؟ سلام خوبی؟(نگران)
چونگ آه : نه حالت تهوع و دل درد دارم
ا/ت : چرا چیزی شده؟ مسموم شدی ؟ بیا بریم بیمارستان
چونگ آه : نه بابا به خاطر پریودیه
ا/ت : بیشتر انگار حامله ایی تا پریود
چونگ آه : ساکت شو حامله چیه؟!
ا/ت : به خدا فقط به این که پریود باشی هیچ شباهتی نداری انگار دار....
چونگ آه : بمیر ا/ت خیر سرم اومدم بهم دلداری بدی نه بهم بگی حامله ایی
ا/ت : برو بشین تا برات یه چیز گرم بیارم
چونگ آه : باشه
رفتم و یه فنجون چای گرم مه حالشو خوب کنه براش بردم
با چونگ آه حرف زدم و کمی حالش بهتر اون رفت و من کنجکاو دنبال اون دوتا مرد بود ولی...ولی اونا نبودن
یعنی کی رفتن ؟
۱۹:۰۵
بلاخره کارم تموم شد به چونگ آه زنگ زدم و حالشو پرسیدم و خوب بود خیالم راحت شد داشتم همين طوری به سمت خونه میرفتم که یکی چند ضربه آروم زد روی شونه ام
...:ببخشید؟
ا/ت : بله؟
...: میشه چند لحظه دنبال من بیاید ؟یه نفر هست که میخواد شما رو ببینه
ا/ت : کی؟
...: شما دنبال من بیاید خودتون میبینید
ا/ت : باشه
دنبال رفتم منو سوار ماشینش کرد و به سمت یه بار حرکت کرد
ا/ت : چرا منو اوردی اینجا ؟
...: گفتم که رئیسم میخواد شما رو ببینه
پیاده شدیم و به سمت داخل حرکت کردیم همین که پامو داخل گذاشتم با بوی الکل و سیگار بدی مواجه شدم که داشت حالمو به هم میزد به سمت یه اتاقت حرکت کرد یکم داشتم میترسیدم
درو که باز کرد با کسایی که دیدم جا خوردم
اونا ....
بعد از یه دوش و خشک کردن موهام خوابیدم چون باید فردا زود بیدار بشم برم مدرسه و سر کار
۶:۲۳
بعد از این که آماده شدم راه افتادم سمت مدرسه
۶:۵۷
چونگ آه : سلام پرنسس
ا/ت : سلام ملکه
می جی : چه عجب ما بلاخره تونستیم خانم پارک ا/ت رو ببینیم مار تو کافه خوب هست میز برای مشتری رزرو میکنی الان ؟(با حالت تمسخر و خنده )
ا/ت : رزرو داریم ولی برای آدما نه حیوانا
می جی : یعنی چ....
(زنگ کلاس به صدا درامد)
۱۵: ۳۰
رسیدم کافه و بعد از من دوباره همون دو تا مرد وارد کافه شدن و دوباره با دیدن اون ساعت تو فکر فرو رفتم
لباسام رو عوض کردم و سعی کردم با کار خودمو درگیر کنم که به اون ساعت فکر نکنم
تا حدودی موفق بودم تا یه یک یا دو ساعت تونستم خودمو سرگرم کنم و خودمو از فکر اون ساعت و دوتا مرد دور کنم
چونگ آه : ا/ت
ا/ت : بله ؟ سلام خوبی؟(نگران)
چونگ آه : نه حالت تهوع و دل درد دارم
ا/ت : چرا چیزی شده؟ مسموم شدی ؟ بیا بریم بیمارستان
چونگ آه : نه بابا به خاطر پریودیه
ا/ت : بیشتر انگار حامله ایی تا پریود
چونگ آه : ساکت شو حامله چیه؟!
ا/ت : به خدا فقط به این که پریود باشی هیچ شباهتی نداری انگار دار....
چونگ آه : بمیر ا/ت خیر سرم اومدم بهم دلداری بدی نه بهم بگی حامله ایی
ا/ت : برو بشین تا برات یه چیز گرم بیارم
چونگ آه : باشه
رفتم و یه فنجون چای گرم مه حالشو خوب کنه براش بردم
با چونگ آه حرف زدم و کمی حالش بهتر اون رفت و من کنجکاو دنبال اون دوتا مرد بود ولی...ولی اونا نبودن
یعنی کی رفتن ؟
۱۹:۰۵
بلاخره کارم تموم شد به چونگ آه زنگ زدم و حالشو پرسیدم و خوب بود خیالم راحت شد داشتم همين طوری به سمت خونه میرفتم که یکی چند ضربه آروم زد روی شونه ام
...:ببخشید؟
ا/ت : بله؟
...: میشه چند لحظه دنبال من بیاید ؟یه نفر هست که میخواد شما رو ببینه
ا/ت : کی؟
...: شما دنبال من بیاید خودتون میبینید
ا/ت : باشه
دنبال رفتم منو سوار ماشینش کرد و به سمت یه بار حرکت کرد
ا/ت : چرا منو اوردی اینجا ؟
...: گفتم که رئیسم میخواد شما رو ببینه
پیاده شدیم و به سمت داخل حرکت کردیم همین که پامو داخل گذاشتم با بوی الکل و سیگار بدی مواجه شدم که داشت حالمو به هم میزد به سمت یه اتاقت حرکت کرد یکم داشتم میترسیدم
درو که باز کرد با کسایی که دیدم جا خوردم
اونا ....
- ۳.۳k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط